خانه / وقایع یومیه / تو خود بخوان این هفت خان ۱

تو خود بخوان این هفت خان ۱

تو خود بخوان این هفت خان ۱

     حدوداً سه، چهار هفته مانده است به امتحانات یا بهتر بگویم: بیداری شبانه و تِرمالی روزانه. پس تصمیم گرفتیم یک برنامه که موهم لای درزش نرود برای کسب حداقل پیروزی در این هفت خان بریزیم.

      – خان اول

     قدیمی ها بَد بیراه نگفته اند که طرف را به ده راه نمی دادند، ایمیل کدخدا را می گرفت. پس در ابتدای امر باید فکر برای حذف آن حرف های «غ» از لیست اساتید محترم کرد که انشاء ا… به شکل محترمانه ای آتش بگیرد و خیال امتی را راحت کند. سه تا از این حرف های «غ» از شیر مادر حلالترند اساساً دانشجوی بدون غیبت مثل عروس بدون جهیزیه می ماند ولی فکر کنم برای آن چهار، پنج تای اضافه که از گوشت سگ ارمنی حرامترند باید چندتایی از فک و فامیل محترم را راهی سینه قبرستان کنم تا شاید دل استاد محترم به درد بیاید و با گفتن «حالا ببینیم چی میشه» دل ما را شاد کند.

     – خان دوم

     پس از گذشت خان اول که واقعا هم نفس گیر بود و اساسی باید به مرحله دوم بیاندیشیم. به برکت نیم ساعت دیر آمدن سر کلاس و نیم ساعت هم زود تر رفتن، اساتید محترم ما را محض رضای خدا هم نمی شناسند که از قدیم گفته اند: «هرچه خار آید روزی به کار آید» اظهار نظر، جواب سوال دادن و … هم که اساساً مخصوص بچه …خان هاست. یکی از بهترین راه ها برای جذب چند نمره ای توسط استاد محترم تهیه ی تحقیقی است که البته با دشوار بودن تهیه آن و مشغله ی فرآوان ما باید در هر صورت به آن تن در داد و چند دقیقه ای از وقت عزیز را برای جستجوی مقاله در فضای ضذ فرهنگی اینترنت گذراند.

     یک دعا می کنم لطف کنید آمین بگویید: «خدایا این چشم پاک را از ما مگیر»

     – خان سوم

     حرف های قدیمی ها را باید با طلا نوشت «با کد خدا بساز بعد به ده بتاز»

     این تاکتیک استراتژیک که از نیاکان ما به جا مانده است من حقیر را مجبور می کند تا چند جلسه ی آخر کلاس را مثل بچه آدمیزاد در کلاس حاضر شوم و خود را شدیداً مجنون درس استاد نشان دهم به امید اینکه اسم و فامیل انکن ما در خاطر استاد محترم بماند تا در زمان نیاز به کار بیاید.

     البته اگر از من که عمری است اینگونه مراحل درخشان علمی را گذرانده ام بپرسید می گویم این مرحله مهمترین مرحله می باشد که می توان آنرا با شکل های دیگر کاملاً تثبیت کرد و مورد بهره برداری قرار داد: استاد را تا دفترش مشاعیت کنید و سوال های مربوط به درس از او بپرسید. با آن صندلی لامذهب آخر کلاس و SMS بازی ها چند روزی وداع مصلحت آمیز بکن و چند روزی رخت خود را روی صندلی اول روبروی میز استاد بینداز و …

ادامه دارد…

پ.ن: نوشته های زاویه دار

حتما ببینید

تسلیت

زندگی در گذر ثانیه ها جاودان ساختن نیکی هاست مرگ آغاز دگر زیستن است جناب …

۴ نظرات

  1. ای خاک تو سرتون.بیچاره های گثیف

  2. ایول به زاویه حرف دل همه مارو گفتی فقط خواهشا ۴ خان بعدی رو زودتر بذار که این هفته که میاد باید ۷ خان رو گذرونده باشیم ها چون ترم ۴ هم تموم شد …..

  3. جناب moiu یه کم جنبه و فرهنگ و ادب به جای درس حقوق می خوندید خیلی عالی می شد مثل اینکه در خانواده گرامیتون این چیز ها محلی از اعراب نداشته

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.